English    Türkçe    فارسی   

3
870-894

  • بعد از آن گفت از برای جانتان ** جمله در میدان بخسپید امشبان 870
  • پاسخش دادند که خدمت کنیم ** گر تو خواهی یک مه اینجا ساکنیم
  • بازگشتن فرعون از میدان به شهر شاد بتفریق بنی اسرائیل از زنانشان در شب حمل
  • شه شبانگه باز آمد شادمان ** کامشبان حملست و دورند از زنان
  • خازنش عمران هم اندر خدمتش ** هم به شهر آمد قرین صحبتش
  • گفت ای عمران برین در خسپ تو ** هین مرو سوی زن و صحبت مجو
  • گفت خسپم هم برین درگاه تو ** هیچ نندیشم بجز دلخواه تو 875
  • بود عمران هم ز اسرائیلیان ** لیک مر فرعون را دل بود و جان
  • کی گمان بردی که او عصیان کند ** آنک خوف جان فرعون آن کند
  • جمع آمدن عمران به مادر موسی و حامله شدن مادر موسی علیه‌السلام
  • شب برفت و او بر آن درگاه خفت ** نیم‌شب آمد پی دیدنش جفت
  • زن برو افتاد و بوسید آن لبش ** بر جهانیدش ز خواب اندر شبش
  • گشت بیدار او و زن را دید خوش ** بوسه باران کرده از لب بر لبش 880
  • گفت عمران این زمان چون آمدی ** گفت از شوق و قضای ایزدی
  • در کشیدش در کنار از مهر مرد ** بر نیامد با خود آن دم در نبرد
  • جفت شد با او امانت را سپرد ** پس بگفت ای زن نه این کاریست خرد
  • آهنی بر سنگ زد زاد آتشی ** آتشی از شاه و ملکش کین‌کشی
  • من چو ابرم تو زمین موسی نبات ** حق شه شطرنج و ما ماتیم مات 885
  • مات و برد از شاه می‌دان ای عروس ** آن مدان از ما مکن بر ما فسوس
  • آنچ این فرعون می‌ترسد ازو ** هست شد این دم که گشتم جفت تو
  • وصیت کردن عمران جفت خود را بعد از مجامعت کی مرا ندیده باشی
  • وا مگردان هیچ ازینها دم مزن ** تا نیاید بر من و تو صد حزن
  • عاقبت پیدا شود آثار این ** چون علامتها رسید ای نازنین
  • در زمان از سوی میدان نعره‌ها ** می‌رسید از خلق و پر می‌شد هوا 890
  • شاه از آن هیبت برون جست آن زمان ** پابرهنه کین چه غلغلهاست هان
  • از سوی میدان چه بانگست و غریو ** کز نهیبش می‌رمد جنی و دیو
  • گفت عمران شاه ما را عمر باد ** قوم اسرائیلیانند از تو شاد
  • از عطای شاه شادی می‌کنند ** رقص می‌آرند و کفها می‌زنند