English    Türkçe    فارسی   

3
912-936

  • زد ستاره‌ی آن پیمبر بر سما ** ما ستاره‌بار گشتیم از بکا
  • با دل خوش شاد عمران وز نفاق ** دست بر سر می‌بزد کاه الفراق
  • کرد عمران خویش پر خشم و ترش ** رفت چون دیوانگان بی عقل و هش
  • خویشتن را اعجمی کرد و براند ** گفته‌های بس خشن بر جمع خواند 915
  • خویشتن را ترش و غمگین ساخت او ** نردهای بازگونه باخت او
  • گفتشان شاه مرا بفریفتید ** از خیانت وز طمع نشکیفتید
  • سوی میدان شاه را انگیختید ** آب روی شاه ما را ریختید
  • دست بر سینه زدیت اندر ضمان ** شاه را ما فارغ آریم از غمان
  • شاه هم بشنید و گفت ای خاینان ** من بر آویزم شما را بی امان 920
  • خویش را در مضحکه انداختم ** مالها با دشمنان در باختم
  • تا که امشب جمله اسرائیلیان ** دور ماندند از ملاقات زنان
  • مال رفت و آب رو و کار خام ** این بود یاری و افعال کرام
  • سالها ادرار و خلعت می‌برید ** مملکتها را مسلم می‌خورید
  • رایتان این بود و فرهنگ و نجوم ** طبل‌خوارانید و مکارید و شوم 925
  • من شما را بر درم و آتش زنم ** بینی و گوش و لبانتان بر کنم
  • من شما را هیزم آتش کنم ** عیش رفته بر شما ناخوش کنم
  • سجده کردند و بگفتند ای خدیو ** گر یکی کرت ز ما چربید دیو
  • سالها دفع بلاها کرده‌ایم ** وهم حیران زانچ ماها کرده‌ایم
  • فوت شد از ما و حملش شد پدید ** نطفه‌اش جست و رحم اندر خزید 930
  • لیک استغفار این روز ولاد ** ما نگه داریم ای شاه و قباد
  • روز میلادش رصد بندیم ما ** تا نگردد فوت و نجهد این قضا
  • گر نداریم این نگه ما را بکش ** ای غلام رای تو افکار و هش
  • تا بنه مه می‌شمرد او روز روز ** تا نپرد تیر حکم خصم‌دوز
  • بر قضا هر کو شبیخون آورد ** سرنگون آید ز خون خود خورد 935
  • چون زمین با آسمان خصمی کند ** شوره گردد سر ز مرگی بر زند