English    Türkçe    فارسی   

4
1169-1193

  • معنی الله گفت آن سیبویه ** یولهون فی الحوائج هم لدیه
  • گفت الهنا فی حوائجنا الیک ** والتمسناها وجدناها لدیک 1170
  • صد هزاران عاقل اندر وقت درد ** جمله نالان پیش آن دیان فرد
  • هیچ دیوانه‌ی فلیوی این کند ** بر بخیلی عاجزی کدیه تند
  • گر ندیدندی هزاران بار بیش ** عاقلان کی جان کشیدندیش پیش
  • بلک جمله‌ی ماهیان در موجها ** جمله‌ی پرندگان بر اوجها
  • پیل و گرگ و حیدر اشکار نیز ** اژدهای زفت و مور و مار نیز 1175
  • بلک خاک و باد و آب و هر شرار ** مایه زو یابند هم دی هم بهار
  • هر دمش لابه کند این آسمان ** که فرو مگذارم ای حق یک زمان
  • استن من عصمت و حفظ تو است ** جمله مطوی یمین آن دو دست
  • وین زمین گوید که دارم بر قرار ** ای که بر آبم تو کردستی سوار
  • جملگان کیسه ازو بر دوختند ** دادن حاجت ازو آموختند 1180
  • هر نبیی زو برآورده برات ** استعینوا منه صبرا او صلات
  • هین ازو خواهید نه از غیر او ** آب در یم جو مجو در خشک جو
  • ور بخواهی از دگر هم او دهد ** بر کف میلش سخا هم او نهد
  • آنک معرض را ز زر قارون کند ** رو بدو آری به طاعت چون کند
  • بار دیگر شاعر از سودای داد ** روی سوی آن شه محسن نهاد 1185
  • هدیه‌ی شاعر چه باشد شعر نو ** پیش محسن آرد و بنهد گرو
  • محسنان با صد عطا و جود و بر ** زر نهاده شاعران را منتظر
  • پیششان شعری به از صدتنگ شعر ** خاصه شاعر کو گهر آرد ز قعر
  • آدمی اول حریص نان بود ** زانک قوت و نان ستون جان بود
  • سوی کسب و سوی غصب و صد حیل ** جان نهاده بر کف از حرص و امل 1190
  • چون بنادر گشت مستغنی ز نان ** عاشق نامست و مدح شاعران
  • تا که اصل و فصل او را بر دهند ** در بیان فضل او منبر نهند
  • تا که کر و فر و زر بخشی او ** هم‌چو عنبر بو دهد در گفت و گو