English    Türkçe    فارسی   

4
2623-2647

  • الله الله هیچ تاخیری مکن ** که ز بحر لطف آمد این سخن
  • لطف اندر لطف این گم می‌شود ** که اسفلی بر چرخ هفتم می‌شود
  • هین که یک بازی فتادت بوالعجب ** هیچ طالب این نیابد در طلب 2625
  • گفت با هامان بگویم ای ستیر ** شاه را لازم بود رای وزیر
  • گفت با هامان مگو این راز را ** کور کمپیری چه داند باز را
  • قصه‌ی باز پادشاه و کمپیر زن
  • باز اسپیدی به کمپیری دهی ** او ببرد ناخنش بهر بهی
  • ناخنی که اصل کارست و شکار ** کور کمپیری ببرد کوروار
  • که کجا بودست مادر که ترا ** ناخنان زین سان درازست ای کیا 2630
  • ناخن و منقار و پرش را برید ** وقت مهر این می‌کند زال پلید
  • چونک تتماجش دهد او کم خورد ** خشم گیرد مهرها را بر درد
  • که چنین تتماج پختم بهر تو ** تو تکبر می‌نمایی و عتو
  • تو سزایی در همان رنج و بلا ** نعمت و اقبال کی سازد ترا
  • آن تتماجش دهد کین را بگیر ** گر نمی‌خواهی که نوشی زان فطیر 2635
  • آب تتماجش نگیرد طبع باز ** زال بترنجد شود خشمش دراز
  • از غضب شربای سوزان بر سرش ** زن فرو ریزد شود کل مغفرش
  • اشک از آن چشمش فرو ریزد ز سوز ** یاد آرد لطف شاه دل‌فروز
  • زان دو چشم نازنین با دلال ** که ز چهره‌ی شاد دارد صد کمال
  • چشم مازاغش شده پر زخم زاغ ** چشم نیک از چشم بد با درد و داغ 2640
  • چشم دریا بسطتی کز بسط او ** هر دو عالم می‌نماید تار مو
  • گر هزاران چرخ در چشمش رود ** هم‌چو چشمه پیش قلزم گم شود
  • چشم بگذشته ازین محسوسها ** یافته از غیب‌بینی بوسها
  • خود نمی‌یابم یکی گوشی که من ** نکته‌ای گویم از آن چشم حسن
  • می‌چکید آن آب محمود جلیل ** می‌ربودی قطره‌اش را جبرئیل 2645
  • تا بمالد در پر و منقال خویش ** گر دهد دستوریش آن خوب کیش
  • باز گوید خشم کمپیر ار فروخت ** فر و نور و علم و صبرم را نسوخت