English    Türkçe    فارسی   

5
1644-1668

  • ای شفا و رحمت اصحاب درد  ** تو همان کن کان دو نیکوکار کرد 
  • زود اسرافیل باز آمد به شاه  ** گفت عذر و ماجرا نزد اله  1645
  • کز برون فرمان بدادی که بگیر  ** عکس آن الهام دادی در ضمیر 
  • امر کردی در گرفتن سوی گوش  ** نهی کردی از قساوت سوی هوش 
  • سبق رحمت گشت غالب بر غضب  ** ای بدیع افعال و نیکوکار رب 
  • فرستادن عزرائیل ملک العزم و الحزم را علیه‌السلام ببر گرفتن حفنه‌ای خاک تا شود جسم آدم چالاک عیله‌السلام و الصلوة 
  • گفت یزدان زو عزرائیل را  ** که ببین آن خاک پر تخییل را 
  • آن ضعیف زال ظالم را بیاب  ** مشت خاکی هین بیاور با شتاب  1650
  • رفت عزرائیل سرهنگ قضا  ** سوی کره‌ی خاک بهر اقتضا 
  • خاک بر قانون نفیر آغاز کرد  ** داد سوگندش بسی سوگند خورد 
  • کای غلام خاص و ای حمال عرش  ** ای مطاع الامر اندر عرش و فرش 
  • رو به حق رحمت رحمن فرد  ** رو به حق آنک با تو لطف کرد 
  • حق شاهی که جز او معبود نیست  ** پیش او زاری کس مردود نیست  1655
  • گفت نتوانم بدین افسون که من  ** رو بتابم ز آمر سر و علن 
  • گفت آخر امر فرمود او به حلم  ** هر دو امرند آن بگیر از راه علم 
  • گفت آن تاویل باشد یا قیاس  ** در صریح امر کم جو التباس 
  • فکر خود را گر کنی تاویل به  ** که کنی تاویل این نامشتبه 
  • دل همی‌سوزد مرا بر لابه‌ات  ** سینه‌ام پر خون شد از شورابه‌ات  1660
  • نیستم بی‌رحم بل زان هر سه پاک  ** رحم بیشستم ز درد دردناک 
  • گر طبانجه می‌زنم من بر یتیم  ** ور دهد حلوا به دستش آن حلیم 
  • این طبانجه خوشتر از حلوای او  ** ور شود غره به حلوا وای او 
  • بر نفیر تو جگر می‌سوزدم  ** لیک حق لطفی همی‌آموزدم 
  • لطف مخفی در میان قهرها  ** در حدث پنهان عقیق بی‌بها  1665
  • قهر حق بهتر ز صد حلم منست  ** منع کردن جان ز حق جان کندنست 
  • بترین قهرش به از حلم دو کون  ** نعم رب‌العالمین و نعم عون 
  • لطفهای مضمر اندر قهر او  ** جان سپردن جان فزاید بهر او