English    Türkçe    فارسی   

5
1796-1820

  • چون بر آید آفتاب رستخیز  ** بر جهند از خاک زشت و خوب تیز 
  • سوی دیوان قضا پویان شوند  ** نقد نیک و بد به کوره می‌روند 
  • نقد نیکو شادمان و ناز ناز  ** نقد قلب اندر زحیر و در گداز 
  • لحظه لحظه امتحانها می‌رسد  ** سر دلها می‌نماید در جسد 
  • چون ز قندیل آب و روغن گشته فاش  ** یا چو خاکی که بروید سرهاش  1800
  • از پیاز و گندنا و کوکنار  ** سر دی پیدا کند دست بهار 
  • آن یکی سرسبز نحن المتقون  ** وآن دگر هم‌چون بنفشه سرنگون 
  • چشمها بیرون جهید از خطر  ** گشته ده چشمه ز بیم مستقر 
  • باز مانده دیده‌ها در انتظار  ** تا که نامه ناید از سوی یسار 
  • چشم گردان سوی راست و سوی چپ  ** زانک نبود بخت نامه‌ی راست زپ  1805
  • نامه‌ای آید به دست بنده‌ای  ** سر سیه از جرم و فسق آگنده‌ای 
  • اندرو یک خیر و یک توفیق نه  ** جز که آزار دل صدیق نه 
  • پر ز سر تا پای زشتی و گناه  ** تسخر و خنبک زدن بر اهل راه 
  • آن دغل‌کاری و دزدیهای او  ** و آن چو فرعونان انا و انای او 
  • چون بخواند نامه‌ی خود آن ثقیل  ** داند او که سوی زندان شد رحیل  1810
  • پس روان گردد چو دزدان سوی دار  ** جرم پیدا بسته راه اعتذار 
  • آن هزاران حجت و گفتار بد  ** بر دهانش گشته چون مسمار بد 
  • رخت دزدی بر تن و در خانه‌اش  ** گشته پیدا گم شده افسانه‌اش 
  • پس روان گردد به زندان سعیر  ** که نباشد خار را ز آتش گزیر 
  • چون موکل آن ملایک پیش و پس  ** بوده پنهان گشته پیدا چون عسس  1815
  • می‌برندش می‌سپوزندش به نیش  ** که برو ای سگ به کهدانهای خویش 
  • می‌کشد پا بر سر هر راه او  ** تا بود که بر جهد زان چاه او 
  • منتظر می‌ایستد تن می‌زند  ** در امیدی روی وا پس می‌کند 
  • اشک می‌بارد چون باران خزان  ** خشک اومیدی چه دارد او جز آن 
  • هر زمانی روی وا پس می‌کند  ** رو به درگاه مقدس می‌کند  1820