English    Türkçe    فارسی   

5
181-205

  • یک زمان کارست بگزار و بتاز  ** کار کوته را مکن بر خود دراز 
  • خواه در صد سال خواهی یک زمان  ** این امانت واگزار و وا رهان 
  • بیان آنک نماز و روزه و همه چیزهای برونی گواهیهاست بر نور اندرونی 
  • این نماز و روزه و حج و جهاد  ** هم گواهی دادنست از اعتقاد 
  • این زکات و هدیه و ترک حسد  ** هم گواهی دادنست از سر خود 
  • خوان و مهمانی پی اظهار راست  ** کای مهان ما با شما گشتیم راست  185
  • هدیه‌ها و ارمغان و پیش‌کش  ** شد گواه آنک هستم با تو خوش 
  • هر کسی کوشد به مالی یا فسون  ** چیست دارم گوهری در اندرون 
  • گوهری دارم ز تقوی یا سخا  ** این زکات و روزه در هر دو گوا 
  • روزه گوید کرد تقوی از حلال  ** در حرامش دان که نبود اتصال 
  • وان زکاتش گفت کو از مال خویش  ** می‌دهد پس چون بدزدد ز اهل کیش  190
  • گر بطراری کند پس دو گواه  ** جرح شد در محکمه‌ی عدل اله 
  • هست صیاد ار کند دانه نثار  ** نه ز رحم و جود بل بهر شکار 
  • هست گربه‌ی روزه‌دار اندر صیام  ** خفته کرده خویش بهر صید خام 
  • کرده بدظن زین کژی صد قوم را  ** کرده بدنام اهل جود و صوم را 
  • فضل حق با این که او کژ می‌تند  ** عاقبت زین جمله پاکش می‌کند  195
  • سبق برده رحمتش وان غدر را  ** داده نوری که نباشد بدر را 
  • کوششش را شسته حق زین اختلاط  ** غسل داده رحمت او را زین خباط 
  • تا که غفاری او ظاهر شود  ** مغفری کلیش را غافر شود 
  • آب بهر این ببارید از سماک  ** تا پلیدان را کند از خبث پاک 
  • پاک کردن آب همه پلیدیها را و باز پاک کردن خدای تعالی آب را از پلیدی لاجرم قدوس آمد حق تعالی 
  • آب چون پیگار کرد و شد نجس  ** تا چنان شد که آب را رد کرد حس  200
  • حق ببردش باز در بحر صواب  ** تا به شستش از کرم آن آب آب 
  • سال دیگر آمد او دامن‌کشان  ** هی کجا بودی به دریای خوشان 
  • من نجس زینجا شدم پاک آمدم  ** بستدم خلعت سوی خاک آمدم 
  • هین بیایید ای پلیدان سوی من  ** که گرفت از خوی یزدان خوی من 
  • در پذیرم جمله‌ی زشتیت را  ** چون ملک پاکی دهم عفریت را  205