English    Türkçe    فارسی   

5
2054-2078

  • که گروهی بر خیال بد تنند  ** قوم دیگر نام سالوسم کنند 
  • پیش با همت بود اسرار جان  ** از خسان محفوظ‌تر از لعل کان  2055
  • زر به از جانست پیش ابلهان  ** زر نثار جان بود نزد شهان 
  • می شتابیدند تفت از حرص زر ** عقلشان میگفت نه آهستهتر
  • حرس تازد بیهده سوی سراب ** عقل گوید نیک بین کان نیست آب
  • حرص غالب بود و زر چون جان شده  ** نعره‌ی عقل آن زمان پنهان شده 
  • گشته صدتو حرص و غوغاهای او  ** گشته پنهان حکمت و ایمای او  2060
  • تا که در چاه غرور اندر فتد  ** آنگه از حکمت ملامت بشنود 
  • چون ز بند دام باد او شکست  ** نفس لوامه برو یابید دست 
  • تا به دیوار بلا ناید سرش  ** نشنود پند دل آن گوش کرش 
  • کودکان را حرص گوزینه و شکر  ** از نصیحتها کند دو گوش کر 
  • چونک دردت دنبلش آغاز شد  ** در نصیحت هر دو گوشش باز شد  2065
  • حجره را با حرص و صدگونه هوس  ** باز کردند آن زمان آن چند کس 
  • اندر افتادند از در ز ازدحام  ** هم‌چو اندر دوغ گندیده هوام 
  • عاشقانه در فتد با کر و فر  ** خورد امکان نی و بسته هر دو پر 
  • بنگریدند از یسار و از یمین  ** چارقی بدریده بود و پوستین 
  • باز گفتند این مکان بی‌نوش نیست  ** چارق اینجا جز پی روپوش نیست  2070
  • هین بیاور سیخهای تیز را  ** امتحان کن حفره و کاریز را 
  • هر طرف کندند و جستند آن فریق  ** حفره‌ها کردند و گوهای عمیق 
  • حفره‌هاشان بانگ می‌داد آن زمان  ** کنده‌های خالییم ای کندگان 
  • زان سگالش شرم هم می‌داشتند  ** کنده‌ها را باز می‌انباشتند 
  • بی‌عدد لا حول در هر سینه‌ای  ** مانده مرغ حرصشان بی‌چینه‌ای  2075
  • زان ضلالتهای یاوه‌تازشان  ** حفره‌ی دیوار و در غمازشان 
  • ممکن اندای آن دیوار نی  ** با ایاز امکان هیچ انکار نی 
  • گر خداع بی‌گناهی می‌دهند  ** حایط و عرصه گواهی می‌دهند