English    Türkçe    فارسی   

5
3220-3244

  • چون جهان ظلمتست و غیب این  ** از برای سایه می‌باید زمین  3220
  • تا قیامت ماند این هفتاد و دو  ** کم نیاید مبتدع را گفت و گو 
  • عزت مخزن بود اندر بها  ** که برو بسیار باشد قفلها 
  • عزت مقصد بود ای ممتحن  ** پیچ پیچ راه و عقبه و راه‌زن 
  • عزت کعبه بود و آن نادیه  ** ره‌زنی اعراب و طول بادیه 
  • هر روش هر ره که آن محمود نیست  ** عقبه‌ای و مانعی و ره‌زنیست  3225
  • این روش خصم و حقود آن شده  ** تا مقلد در دو ره حیران شده 
  • صدق هر دو ضد بیند در روش  ** هر فریقی در ره خود خوش منش 
  • گر جوابش نیست می‌بندد ستیز  ** بر همان دم تا به روز رستخیز 
  • که مهان ما بدانند این جواب  ** گرچه از ما شد نهان وجه صواب 
  • پوزبند وسوسه عشقست و بس  ** ورنه کی وسواس را بستست کس  3230
  • عاشقی شو شاهدی خوبی بجو  ** صید مرغابی همی‌کن جو بجو 
  • کی بری زان آب کان آبت برد  ** کی کنی زان فهم فهمت را خورد 
  • غیر این معقولها معقولها  ** یابی اندر عشق با فر و بها 
  • غیر این عقل تو حق را عقلهاست  ** که بدان تدبیر اسباب سماست 
  • که بدین عقل آوری ارزاق را  ** زان دگر مفرش کنی اطباق را  3235
  • چون ببازی عقل در عشق صمد  ** عشر امثالت دهد یا هفت‌صد 
  • آن زنان چون عقلها درباختند  ** بر رواق عشق یوسف تاختند 
  • عقلشان یک‌دم ستد ساقی عمر  ** سیر گشتند از خرد باقی مرد 
  • اصل صد یوسف جمال ذوالجلال  ** ای کم از زن شو فدای آن جمال 
  • عشق برد بحث را ای جان و بس  ** کو ز گفت و گو شود فریاد رس  3240
  • حیرتی آید ز عشق آن نطق را  ** زهره نبود که کند او ماجرا 
  • که بترسد گر جوابی وا دهد  ** گوهری از لنج او بیرون فتد 
  • لب ببندد سخت او از خیر و شر  ** تا نباید کز دهان افتد گهر 
  • هم‌چنانک گفت آن یار رسول  ** چون نبی بر خواندی بر ما فصول