English    Türkçe    فارسی   

5
3786-3810

  • در جهاد اکبر افکندم بدن  ** در ریاضت کردن و لاغر شدن 
  • بانگ طبل غازیان آمد به گوش  ** که خرامیدند جیش غزوکوش 
  • نفس از باطن مرا آواز داد  ** که به گوش حس شنیدم بامداد 
  • خیز هنگام غزا آمد برو  ** خویش را در غزو کردن کن گرو 
  • گفتم ای نفس خبیث بی‌وفا  ** از کجا میل غزا تو از کجا  3790
  • راست گوی ای نفس کین حیلت‌گریست  ** ورنه نفس شهوت از طاعت بریست 
  • گر نگویی راست حمله آرمت  ** در ریاضت سخت‌تر افشارمت 
  • نفس بانگ آورد آن دم از درون  ** با فصاحت بی‌دهان اندر فسون 
  • که مرا هر روز اینجا می‌کشی  ** جان من چون جان گبران می‌کشی 
  • هیچ کس را نیست از حالم خبر  ** که مرا تو می‌کشی بی‌خواب و خور  3795
  • در غزا بجهم به یک زخم از بدن  ** خلق بیند مردی و ایثار من 
  • گفتم ای نفسک منافق زیستی  ** هم منافق می‌مری تو چیستی 
  • در دو عالم تو مرایی بوده‌ای  ** در دو عالم تو چنین بیهوده‌ای 
  • نذر کردم که ز خلوت هیچ من  ** سر برون نارم چو زنده‌ست این بدن 
  • زانک در خلوت هر آنچ تن کند  ** نه از برای روی مرد و زن کند  3800
  • جنبش و آرامش اندر خلوتش  ** جز برای حق نباشد نیتش 
  • این جهاد اکبرست آن اصغرست  ** هر دو کار رستمست و حیدرست 
  • کار آن کس نیست کو را عقل و هوش  ** پرد از تن چون بجنبد دنب موش 
  • آن چنان کس را بباید چون زنان  ** دور بودن از مصاف و از سنان 
  • صوفیی آن صوفیی این اینت حیف  ** آن ز سوزن کشته این را طعمه سیف  3805
  • نقش صوفی باشد او را نیست جان  ** صوفیان بدنام هم زین صوفیان 
  • بر در و دیوار جسم گل‌سرشت  ** حق ز غیرت نقش صد صوفی نبشت 
  • تا ز سحر آن نقشها جنبان شود  ** تا عصای موسوی پنهان شود 
  • نقشها را میخورد صدق عصا  ** چشم فرعونیست پر گرد و حصا 
  • صوفی دیگر میان صف حرب  ** اندر آمد بیست بار از بهر ضرب  3810