English    Türkçe    فارسی   

5
644-668

  • چند تیرانداز بهر بالها  ** تیر سوی من کشد اندر هوا 
  • چون ندارم زور و ضبط خویشتن  ** زین قضا و زین بلا و زین فتن  645
  • آن به آید که شوم زشت و کریه  ** تا بوم آمن درین کهسار و تیه 
  • این سلاح عجب من شد ای فتی  ** عجب آرد معجبان را صد بلا 
  • بیان آنک هنرها و زیرکیها و مال دنیا هم‌چون پرهای طاوس عدو جانست 
  • پس هنر آمد هلاکت خام را  ** کز پی دانه نبیند دام را 
  • اختیار آن را نکو باشد که او  ** مالک خود باشد اندر اتقوا 
  • چون نباشد حفظ و تقوی زینهار  ** دور کن آلت بینداز اختیار  650
  • جلوه‌گاه و اختیارم آن پرست  ** بر کنم پر را که در قصد سرست 
  • نیست انگارد پر خود را صبور  ** تا پرش در نفکند در شر و شور 
  • پس زیانش نیست پر گو بر مکن  ** گر رسد تیری به پیش آرد مجن 
  • لیک بر من پر زیبا دشمنیست  ** چونک از جلوه‌گری صبریم نیست 
  • گر بدی صبر و حفاظم راه‌بر  ** بر فزودی ز اختیارم کر و فر  655
  • هم‌چو طفلم یا چو مست اندر فتن  ** نیست لایق تیغ اندر دست من 
  • گر مرا عقلی بدی و منزجر  ** تیغ اندر دست من بودی ظفر 
  • عقل باید نورده چون آفتاب  ** تا زند تیغی که نبود جز صواب 
  • چون ندارم عقل تابان و صلاح  ** پس چرا در چاه نندازم سلاح 
  • در چه اندازم کنون تیغ و مجن  ** کین سلاح خصم من خواهد شدن  660
  • چون ندارم زور و یاری و سند  ** تیغم او بستاند و بر من زند 
  • رغم این نفس وقیحه‌خوی را  ** که نپوشد رو خراشم روی را 
  • تا شود کم این جمال و این کمال  ** چون نماند رو کم افتم در وبال 
  • چون بدین نیت خراشم بزه نیست  ** که به زخم این روی را پوشیدنیست 
  • گر دلم خوی ستیری داشتی  ** روی خوبم جز صفا نفراشتی  665
  • چون ندیدم زور و فرهنگ و صلاح  ** خصم دیدم زود بشکستم سلاح 
  • تا نگردد تیغ من او را کمال  ** تا نگردد خنجرم بر من وبال 
  • می‌گریزم تا رگم جنبان بود  ** کی فرار از خویشتن آسان بود