English    Türkçe    فارسی   

6
1249-1273

  • نه رهی ببریده او نه پای راه  ** نه تبش آن قحبه را نه سوز و آه 
  • قصه‌ی درویشی کی از آن خانه هرچه می‌خواست می‌گفت نیست 
  • سایلی آمد به سوی خانه‌ای  ** خشک نانه خواست یا تر نانه‌ای  1250
  • گفت صاحب‌خانه نان اینجا کجاست  ** خیره‌ای کی این دکان نانباست 
  • گفت باری اندکی پیهم بیاب  ** گفت آخر نیست دکان قصاب 
  • گفت پاره‌ی آرد ده ای کدخدا  ** گفت پنداری که هست این آسیا 
  • گفت باری آب ده از مکرعه  ** گفت آخر نیست جو یا مشرعه 
  • هر چه او درخواست از نان یا سبوس  ** چربکی می‌گفت و می‌کردش فسوس  1255
  • آن گدا در رفت و دامن بر کشید  ** اندر آن خانه بحسبت خواست رید 
  • گفت هی هی گفت تن زن ای دژم  ** تا درین ویرانه خود فارغ کنم 
  • چون درینجا نیست وجه زیستن  ** بر چنین خانه بباید ریستن 
  • چون نه‌ای بازی که گیری تو شکار  ** دست آموز شکار شهریار 
  • نیستی طاوس با صد نقش بند  ** که به نقشت چشمها روشن کنند  1260
  • هم نه‌ای طوطی که چون قندت دهند  ** گوش سوی گفت شیرینت نهند 
  • هم نه‌ای بلبل که عاشق‌وار زار  ** خوش بنالی در چمن یا لاله‌زار 
  • هم نه‌ای هدهد که پیکیها کنی  ** نه چو لک‌لک که وطن بالا کنی 
  • در چه کاری تو و بهر چت خرند  ** تو چه مرغی و ترا با چه خورند 
  • زین دکان با مکاسان برتر آ  ** تا دکان فضل که الله اشتری  1265
  • کاله‌ای که هیچ خلقش ننگرید  ** از خلاقت آن کریم آن را خرید 
  • هیچ قلبی پیش او مردود نیست  ** زانک قصدش از خریدن سود نیست 
  • رجوع به داستان آن کمپیر 
  • چون عروسی خواست رفتن آن خریف  ** موی ابرو پاک کرد آن مستخیف 
  • پیش رو آیینه بگرفت آن عجوز  ** تا بیاراید رخ و رخسار و پوز 
  • چند گلگونه بمالید از بطر  ** سفره‌ی رویش نشد پوشیده‌تر  1270
  • عشرهای مصحف از جا می‌برید  ** می‌بچفسانید بر رو آن پلید 
  • تا که سفره‌ی روی او پنهان شود  ** تا نگین حلقه‌ی خوبان شود 
  • عشرها بر روی هر جا می‌نهاد  ** چونک بر می‌بست چادر می‌فتاد