English    Türkçe    فارسی   

6
4103-4127

  • من درین ره عمر خود کردم گرو  ** هرچه بادا باد ای خواجه برو 
  • راه کردی لیک در ظن چو برق  ** عشر آن ره کن پی وحی چو شرق 
  • ظن لایغنی من الحق خوانده‌ای  ** وز چنان برقی ز شرقی مانده‌ای  4105
  • هی در آ در کشتی ما ای نژند  ** یا تو آن کشتی برین کشتی ببند 
  • گوید او چون ترک گیرم گیر و دار  ** چون روم من در طفیلت کوروار 
  • کور با رهبر به از تنها یقین  ** زان یکی ننگست و صد ننگست ازین 
  • می‌گریزی از پشه در کزدمی  ** می‌گریزی در یمی تو از نمی 
  • می‌گریزی از جفاهای پدر  ** در میان لوطیان و شور و شر  4110
  • می‌گریزی هم‌چو یوسف ز اندهی  ** تا ز نرتع نلعب افتی در چهی 
  • در چه افتی زین تفرج هم‌چو او  ** مر ترا لیک آن عنایت یار کو 
  • گر نبودی آن به دستوری پدر  ** برنیاوردی ز چه تا حشر سر 
  • آن پدر بهر دل او اذن داد  ** گفت چون اینست میلت خیر باد 
  • هر ضریری کز مسیحی سر کشد  ** او جهودانه بماند از رشد  4115
  • قابل ضو بود اگر چه کور بود  ** شد ازین اعراض او کور و کبود 
  • گویدش عیسی بزن در من دو دست  ** ای عمی کحل عزیزی با منست 
  • از من ار کوری بیابی روشنی  ** بر قمیص یوسف جان بر زنی 
  • کار و باری کت رسد بعد شکست  ** اندر آن اقبال و منهاج رهست 
  • کار و باری که ندارد پا و سر  ** ترک کن هی پیر خر ای پیر خر  4120
  • غیر پیر استاد و سرلشکر مباد  ** پیر گردون نی ولی پیر رشاد 
  • در زمان چون پیر را شد زیردست  ** روشنایی دید آن ظلمت‌پرست 
  • شرط تسلیم است نه کار دراز  ** سود نبود در ضلالت ترک‌تاز 
  • من نجویم زین سپس راه اثیر  ** پیر جویم پیر جویم پیر پیر 
  • پیر باشد نردبان آسمان  ** تیر پران از که گردد از کمان  4125
  • نه ز ابراهیم نمرود گران  ** کرد با کرکس سفر بر آسمان 
  • از هوا شد سوی بالا او بسی  ** لیک بر گردون نپرد کرکسی