English    Türkçe    فارسی   

6
4796-4820

  • آدمی اندر بلا کشته بهست  ** نفس کافر نعمتست و گمرهست 
  • خطاب حق تعالی به عزرائیل علیه‌السلام کی ترا رحم بر کی بیشتر آمد ازین خلایق کی جانشان قبض کردی و جواب دادن عزرائیل حضرت را 
  • حق به عزرائیل می‌گفت ای نقیب  ** بر کی رحم آمد ترا از هر کیب 
  • گفت بر جمله دلم سوزد به درد  ** لیک ترسم امر را اهمال کرد 
  • تا بگویم کاشکی یزدان مرا  ** در عوض قربان کند بهر فتی 
  • گفت بر کی بیشتر رحم آمدت  ** از کی دل پر سوز و بریان‌تر شدت  4800
  • گفت روزی کشتیی بر موج تیز  ** من شکستم ز امر تا شد ریز ریز 
  • پس بگفتی قبض کن جان همه  ** جز زنی و غیر طفلی زان رمه 
  • هر دو بر یک تخته‌ای در ماندند  ** تخته را آن موج‌ها می‌راندند 
  • باز گفتی جان مادر قبض کن  ** طفل را بگذار تنها ز امر کن 
  • چون ز مادر بسکلیدم طفل را  ** خود تو می‌دانی چه تلخ آمد مرا  4805
  • بس بدیدم دود ماتم‌های زفت  ** تلخی آن طفل از فکرم نرفت 
  • گفت حق آن طفل را از فضل خویش  ** موج را گفتم فکن در بیشه‌ایش 
  • بیشه‌ای پر سوسن و ریحان و گل  ** پر درخت میوه‌دار خوش‌اکل 
  • چشمه‌های آب شیرین زلال  ** پروریدم طفل را با صد دلال 
  • صد هزاران مرغ مطرب خوش‌صدا  ** اندر آن روضه فکنده صد نوا  4810
  • پسترش کردم ز برگ نسترن  ** کرده او را آمن از صدمه‌ی فتن 
  • گفته من خورشید را کو را مگز  ** باد را گفته برو آهسته وز 
  • ابر را گفته برو باران مریز  ** برق را گفته برو مگرای تیز 
  • زین چمن ای دی مبران اعتدال  ** پنجه ای بهمن برین روضه ممال 
  • کرامات شیخ شیبان راعی قدس الله روحه العزیز 
  • هم‌چو آن شیبان که از گرگ عنید  ** وقت جمعه بر رعا خط می‌کشید  4815
  • تا برون ناید از آن خط گوسفند  ** نه در آید گرگ و دزد با گزند 
  • بر مثال دایره‌ی تعویذ هود  ** که اندر آن صرصر امان آل بود 
  • هشت روزی اندرین خط تن زنید  ** وز برون مثله تماشا می‌کنید 
  • بر هوا بردی فکندی بر حجر  ** تا دریدی لحم و عظم از هم‌دگر 
  • یک گره را بر هوا درهم زدی  ** تا چو خشخاش استخوان ریزان شدی  4820